دفتر اول - حیاء-

 


جوان عزیزم ! گوش کن و دل بسپار!
با تو سخن می گویم که ذخیره هستی ای؛ مملو از توان و موهبت های پروردگار!
صبر کن و تا آخر بخوان و بیندیش.
می خواهم با تو از گنجینه  پنهان در وجودت سخن بگویم ، هیچ می دانی معدنی سرشار از طلا و نقره در تو نهان شده است؟
هیچ می دانی اگر بخواهی می توانی آن گنج پنهان را آشکار سازی و باعث مباهات عالم شوی!
هیچ می دانی انقدر می توانی اوج بگیری که عالمیان به تو غبطه بخورند!
چگونه؟
راهش را برایت می گویم، راه پیروز شدن و آرام شدن را ، راه رشد و کمال را ، راه فخر عالم شدن را ، راه افتخار انبیاء و اولیاء گشتن را !
در این دفتر درس اول را می خوانیم :
درس اول آن است که بدانی راه نجات تو ، راه کمالت هم هست
این راه ، همان است که تو با آن آشنایی ؛ خوب فکر کن به خودت برگرد؛ صدای قلبت را بشنو ! طپش قلبت برایت این آشنایی را هِجّی می کند . خوب گوش کن ! می گوید خدایا دوستت دارم ، با تو همه چیز دارم ولی بی تو هیچم، با تو آرامش می گیرم و بی تو مضطربم !
باز هم گوش کن ! می گوید خدایا تنها به تو می توانم اعتماد کنم چرا که می دانم مرا برای خودم می خواهی ، می خواهی رشد کنم ، هیچ نفعی از من به تو نمی رسد اما تو همه چیز منی ! برای من همه نور و سروری !باز هم گوش کن ! می شنوی که می گوید من به که اعتماد کنم تا راه را نشان دهد ؟ آن کس که تو معرفی کردی قابل اعتماد است. تنها اوست که می شناسد و می شناساند .
پس من به او دل می سپارم. به نبیّ تو که ختم رسل است و تو او راحمایت می کنی و هر کس را که از او تبعیت کند در گستره رحمت و رأفتت قرار می دهی.
خوب حال وقت عمل است . آنچه را یافتی عمل کن .
چگونه؟
به او دل بسپار و اعتماد کن ؛ او شفّاف سخن گفته است و راه و رسم رفتن را به تو آموخته است . او درس حیا می دهد :
هستی همه با حیاست و گنجینه های خود را پنهان می کند ، تو اگر خود را ارزشمند بدانی و گنج وجود خود (1) را دریابی اجازه نمی دهی دزدان و راهزنان آن را به یغما ببرند . با حفظ گوهر عفّت خداوند تو را حمایت می کند. چون بنده خدا می شوی و آزاد از هر قید و بندی که تو را به زمین بچسباند ، اگر بنده خدا نباشی ، بنده شیطانی . بندگی شیطان تاریکی و ضلالت به همراه می آورد نه توسعه و ارتقاء .
خداوند ارزش نمی دهد که چه کسی زیباتر لباس پوشیده و خود را در عرضه عموم قرار داده است،خوب نگاه کن خداوند لباس ضیافت خود را در حج لباس سفید و ساده قرار داده است .
تو که نمی خواهی سیاه و تاریک شوی ! مطمئناًمی خواهی بهترین پوشش را بر تن کنی.
عزیز جوانم، بهترین پوشش ، پوشش حیاست،این پوشش شیطان زدا است و تیر های سمّی راهزنان را که می خواهند طراوت تو را به یغما ببرند دور می کند !(2)
 عزیز جوانم ؛ مگر نه این است که هر گاه با خود خلوت می کنی ، آرزو می کنی که دوست خدا باشی . پس راهش این است . اگر درس اول را بیاموزی درس بعدی را هم فرا خواهی گرفت .
پس این درس را تکرار کن آنقدر که جرء وجودت شود و آماده درس بعدی باشی !

/ 0 نظر / 8 بازدید