علل پیشرفت مسلمانان در گذشته و عقب ماندگی امروز چیست؟

دائره المعارف خود در ماده « علم» علل دهگانه ای برای پیشرفت مسلمانان یادآوری شده ، و دانشمندان دیگری نیز در آن باره به بحث و گفتگو پرداخته اند(1) ولی در حقیقت علل اساسی آن پیشرفت ، و این عقبگرد ، چیزی جز  پیروی و انحراف از تعالیم عالی اسلام ، نبوده است، مسلمانان در صدر اسلام در تمام شئون زندگی از تعالیم اسلام الهام میگرفتند، ولی امروز در غالب نقاط، مسلمانان  از راه صحیح اسلام منحرف گردیده ، و می توان گفت که گروهی در حقیقت مسلمان جغرافیایی هستند و نه مسلمان واقعی ؛ علت اساسی همین است و بس ، ولی مع الوصف به برخی از علل ترقی و تعالی ، و یا نزول و انحطاط آنان در زیر اشاره می کنیم:

1-   فداکاری همه جانبه: مسلمانان صدر اسلام به تمام معنی فداکار بودند ، دین و آئین اسلام در نظر آنها از برادر، زن ، فرزند،مقام، منصب و ثروت گرامی تر بود، همه منافع مادی را فدای اسلام می کردند، و صفحات تاریخ اسلام خصوصاً جنگ های پیامبر اسلام گواه زنده این گفتار است،‌ولی امروز برای بیشتر افراد،دین در حاشیه زندگی قرار گرفته ، و دیگر آن فداکاری کمتر وجود دارد ، برای گروهی، اسلام تا آنجا محترم است که با مال و مقام آنها مزاحمت نداشته باشد و در صورت تزاحم ،کمتر فردی است که به خاطر اسلام دست از منافع مهمی بکشد.

از آنجا که اسلام برای آنها گران تمام شده بود ، و آن را به قیمت جان عزیزان خود خریده بودند ارزش آن را می دانستند ، ولی ما اسلام را از طریق ارث ، از راه پدر و مادر ، به دست آورده ایم از این نظر عملاً پیش ما ارزش فوق العاده ای ندارد.

2-   اتحاد و اتفاق، اختلاف و نفاق ،دو عامل ترقی و انحطاط است ، در صدر اسلام ؛ مسلمانان متحد و متفق و به حکم قرآن برادر بودند ،و پس از وفات پیامبر با اختلافی که پیش آمد ،‌ بر اثر حسن سیاست امیر مؤمنان علی ابن ابیطالب (ع) و فرزندان گرامی او ، لطمه ای به پیشرفت اسلام و ترقی مسلمانان وارد نشد، آنان از حقوق مسلم خود دست کشیدند که لااقل اصول اسلام محفوض بماند ، ولی امروز نفاق و اختلاف در میان مسلمانان و سران آنها به سرحد کمال رسیده است ، چند قرن است که بازار دین سازی رواج کامل یافته ، هر گروهی ، گروه مخالف را ، فاسق و خارج از دین معرفی می کند و در بدبختی و اضمحلال او می کوشد ، امروز اختلاف میان مسلمانان گسترش زیادی پیدا کرده و چهره واقعی اسلام بوسیله یک سلسله موهومات و افکار خرافی پوشانیده شده است ، آیا با این وصف ممکن است مسلمانان همان عظمت گذشته را داشته باشند؟!

3-   آشنایی با شرایط زمان : این خود عامل مهمی در پیشرفت آنان بود ، همواره مسلمانان خود را با سلاح روز و علوم روز مجهز می کردند، پیامبر اکرم(ص) در نبرد «حُنین» مطلع شد که وسیله تازه ای در یمن برای شکست قلعه ها و در هم کوبیدن دژهای محکم ، اختراع شده فوراً عده ای را اعزام کرد ، که رهسپار یمن شوند، و طرز ساخت و بکارگیری آن را فرا گیرند! (2)

مسلمانان صدر اسلام تا چندین قرن علوم دیگران را از قبیل فلسفه ، فیزیک و شیمی ، حساب و هندسه ، هیئت و نجوم و ... به زبان اسلامی ترجمه کردند و با افکار خود آن را تکمیل نمودند و دانشگاه های بزرگ و کتابخانه های با عظمتی تاسیس کردند و از این طریق خود را از بیگانگان بی نیاز ساخته و مشعلدار علوم گردیدند. سالیان درازی مراکز اسلامی در بغداد و شام  و مصر و آندُلس و ایران ، مرکز تحصیل دانشجویان جهان بود ، ولی امروز بسیاری از مسلمانان شرایط زمان و اوضاع روز را نادیده گرفته و می خواهند  با وسایل و ابزار دیرینه ، زندگی کند و سیادت خود را در تمام جهان گسترش دهند .در صورتیکه جهان روز به روز نو تر گشته ، علوم و تمدن لحظه به لحظه دگرگون می گردد، ولی هنوز وسیله تبلیغاتی ، وسیله پخش و نشر معارف اسلام ما به همان حال اول خود باقی است.

این سه عامل قسمتی از عوامل ترقی مسلمانان صدر اسلام بود ، و عوامل دیگری نیز در پیشرفت آنان تاثیر چشمگیری داشته ، که از تشریح آنها برای پرهیز از اطاله سخن خودداری می کنیم و این بحث را با آیه زیر که علل برتری مسلمانان را یادآور می شود به پایان می رسانیم . آنجا که خداوند به جامعه مسلمانان خطاب می کند و می فرماید: «و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین» ( شما از تمام ملل جهان برتر و بالاترید اگر به راستی مؤمن باشید.)

روی این بیان و با توجه به مفاد آیه یاد شده ، پاسخ سئوال دیگری نیز روشن می گردد که آیا امیدی است که مسلمانان ، عظمت دیرینه خود را بازیابند؟

پاسخ این سئوال مثبت است و با ملاحظه مطالبی که پیرامون سئوال نخستین ایراد گردید پاسخ این سئوال روشن می شود ، زیرا با تجدید و به کار بستن عواملی که در آغاز اسلام باعث ترقی و پیشرفت آنها گردید ، بار دیگر همان پیشرفت نصیب آنها می گردد.

اگر مسلمانان کنونی بسان مسلمانان آغاز اسلام فداکار باشند، اتحاد و اتفاق را جایگزین اختلاف و نفاق کنند، و رهبران اسلامی شرائط و روح زمان را خوب درک کنند، باز اعتلاء و عظمت آنها تجدید می گردد ، البته هر نوع تحول و تکامل باید در حدود قوانین اسلام قرار گیرد ، و موضوع درک « روح زمان» وسیله تحریف یا کنارگذاردن قوانین اسلام از صحنه زندگی نباشد.

-------------------------------------------

(1)     از باب نمونه به کتاب «علل انحطاط مسلمین » نگارش؛ شکیب ارسلان ، مراجعه فرمائید

(2)     سیره ابن هاشم ج 2 بخش نبرد با طائفیان

برگرفته از کتاب پرسشها و پاسخ های مذهبی جلد چهارم-صفحه 136 - ناصر مکارم شیرازی ، جعفر سبحانی

/ 0 نظر / 150 بازدید