سلام بر مادر خوبیها....

 

درد سر ، بین گذر ، چند نفر، یک مادر


شده هر قافیه ام یک غزل درد آور


ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری


امنیت نیست از این کوچه سریع تر بگذر


دیشب از داغ شما فال گرفتم ، آمد :


دوش می آمد و رخساره ...نگویم بهتر!


من به هر کوچه ی خاکی که قدم بگذارم،


نا خود آگاه به یاد تو می افتم مادر


چه شده ،قافیه ها باز به جوش آمده اند:


دم در، فضه خبر، مادر و در، محسن پر !

/ 0 نظر / 12 بازدید