به سادگی از کنار جوانی عبور نکن، لطفاً

 

هوای جوانی

 

تا چشم بر هم بزنی او رفته است ؛ درست مثل یک ثانیه . شاید هم از ثانیه سریعتر می رود. به هر حال گذشتنش را احساس نمی کنی . انگار نمی رود بلکه می دود . همه به دنبالش هستند. سعی می کنند او را بگیرند. آرزو دارند او را زندانی کنند،ولی یک روز که جلوی آینه می ایستند، می بینند ای وای او رفته است. او همین طور است. گفتم که ، از دست همه فرار می کند. حالا دیگر حتماً می دانی در باره چه کسی حرف می زنم. بله، جوانی را می گویم.

این جوانی شیطان و بازیگوش که از دست همه می گریزد. گاهی فکر می کنم جوانی هر کس، یک دونده است؛ دونده ای که فقط در مسابقات دو سرعت شرکت می کند و همیشه هم پیروز است. جوانی هر کس،در انتهای مسیر می ایستد و به صاحبش می خندد. انگار به او می گوید: « دیدی هر چه قدر دنبالم دویدی مرا نگرفتی!»

و آن وقت تو دیگر حوصله بحث با او را نداری؛آهی می کشی ،عصایت را بلند می کنی و می گویی: « جوانی کجایی که یادت به خیر ... » شاید هم از پشت عینک به خیابان نگاه کنی و با حسرت به بچه های کوچک چشم بدوزی که شاد و پر نشاط به هر سو می دوند ...

ولی نباید بگذاریم جوانی این کار ها را  بکند ؛ چون همه چیز می تواند تغییر کند . مگر تو که نوجوان هستی چند روز پیش کودک نبودی ؟ پس چرا کودکیت به تو نمی خندد؟! کودکی معمولاً با خاطرات رنگارنگ در خانه ات می آید و تو را شاد می کند ، ولی این جوانی ، بس که مغرور است، دلش می خواهد همه به او افتخار کنند، برایش کف بزنند و ...

خیلی دلم می خواهد این جوانی سر به هوا و بازیگوش را تنبیه کنم. فکر می کنی چه تنبیهی برای اومناسب است؟ صدایت را نمی شنوم؛کمی بلند تر بگو!

آها ... حالا شنیدم. باشد ... پس اگر تو هم موافق هستی ، بیا همین جا ،همین الان ، برای این جوانی شیطان و بازیگوش یک لایحه بی برو برگرد تصویب کنیم تا دیگر نتواند از زیرش در برود و قالمان بگذارد:

1.   هر چیزی و هر کاری سر جای خودش و به وقت خودش. درس جای خود ، گردش و تفریح جای خود ، مطالعه آزاد و اینترنت و سفر و موبایل بازی ... هم سر جای خودش.

2.     وقت تلف کردن ممنوع! به هر شکل و از هر راه و به هر عنوانی.

3.     درس خواندن لازم است،ولی کافی نیست. پس مطالعه آزاد ، آزاد و ضروری است.

4.   همه زندگی که درس خواندن و کلاس رفتن و کار کردن نیست . پس تکلیف استراحت و اوقات فراغت چه می شود؟ پس یک برنامه ریزی اساسی برای اوقات استراحت و فراغت الزامی است.

البته به تشخیص خودش و انتخاب خودش (جوانی را می گویم) . اجازه تغییر و جابجایی در برنامه ها را دارد ، اما اجازه حذف برنامه ها را ابداً ! این را هم بگویم: آی! جوانی!با توام. اوقات فراغت را دست کم نگیر. می توانی خیلی کارهای بزرگ و مهم و اساسی را در آن اوقات انجام دهی که شاید مواقع دیگر نتوانی.

خوب... حالا دیگر می شود نگران نبود. یا بهتر بگویم،کمتر نگران جوانی بود. بله. جوانی... همانی که یک روز،همه ما ، بدون استثناء آرزوی بازگشتنش را آه خواهیم کشید...

برگرفته از شماره 8383 روزنامه خبر جنوب

 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید