زندگی به سبک شهدا:

??????
از جبهه که می آمد می پرسید«چی یاد گرفتی؟
یک بار با خنده گفتم «یک حدیث یاد گرفتم که به نفع خودمه.
یکی از مسئولان گفته امام علی(ع)و فاطمه زهرا(س)کارهای خونه رو با هم تقسیم می کردن.
حضرت زهرا هیزم می آوردن و حضرت علی عدس پاک می کردند.» من به شوخی گفتم. خیلی خندید، بعد گفت: «حالا بلند شو عدس بیار پاک کنم. چون شنیدم، مکلف شدم این کار رو بکنم.» گفتم«عدس نداریم ولی لپه داریم.» لپه ها رو آوردم.
ریخت توی سینی داشت پاک می کرد که زنگ خانه را زدند.
سریع سینی را هل داد زیر تخت. مادرم بود. احوال پرسی کرد و زود رفت.
گفتم«چی شد؟ ترسیدی مادرم ببینه داری لپه پاک می کنی؟» گفت«نه، گفتم یا مادر منه یا مادر تو.
اگه مادر من باشه که ناراحت میشه که عروسم به پسرم کار داده،
مادر تو هم باشه حتما میگه نسیبه رو لوس می کنی.
نمی خواستم ناراحتشون کنم.
لازم نیست کسی بدونه من دارم لپه پاک می کنم.
تو بدونی کافیه. برای من مهم تویی.» به علی تجلایی با آن همه ابهت و رفتار نظامی اش نمی آمد توی خانه لپه پاک کند.
یا ظرف بشوید، ولی تا می دید به کمکش نیاز دارم، سریع می آمد کمکم کند
خاطره ای از همسر شهید علی تجلایی
/ 0 نظر / 18 بازدید