اندر حکایت مجنون(حضور قلب در نماز)

روزی مجنون از روی سجاده شخصی که در حالا نماز بود عبور کرد ؛ مرد نمازش را شکست و گفت :

مردک من در حال راز و نیاز با خدای خویش بودم

مجنون با لبخند گفت :

من عاشق دختری هستم و تو را ندیدم ! ، تو عاشق خدایی و مرا دیدی !!!!؟

/ 0 نظر / 5 بازدید